تبليغاتX
سایه تاریک
..

قدری بایست،

ایستگاه نیمه شب پنج شنبه را

اینجا به بعد ...

زمان، نمازش شکسته نیست

هزار و چهارصد و غصه های زیاد ...

دقیقه ها بهت و خستگيست

....

قدري بايست!

اينك زمان، مشغول نياز و نافله است

تا ساعت خدا، یک سحر و یک دعای عهد فاصله است

هان ای زمین!

قدری بایست

خورشید بی وضوست

از تيرگي ناله ميدهد سر و در جستجوي نور اوست

منظومه نيز در تدارک گشتن به دور اوست

......

حالا بگرد! زمين ...!

حالا بگرد!

زمان گشته راهی و

خورشید، غسل زیارتش ادا شد و ...

                                       .... در انتظار ظهور اوست ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 14:52  توسط مسعود عطائی  |