تبليغاتX
سایه تاریک

سلام به دوستان دیده و ندیده...

با آرزوی بهترین و دست یافتنی ترین آرزو ها برای شما دوستان و اساتید عزیز در سال جدید و با تشکر از کامـ/ـنتای گرمتون...

..........................

امسال هم گذشت

بی گذشت از خطاهام

با گذشت از راه هائی که من میگفتم نَر.../و اون میگفت بــِ.../ـتو چه!!!

سال بعدِ امسال و سال بعدتر سال های قبل هم اومد...

و من هنوز مثل سال های قبل...

...به امید روز های زندگـــــــــــی...

بی خیال بابا!... خدا کریمه...

...آره!... این جمله خوراک آ/دم دمی هائی مثل منه...!

بگذریم...!!!!

فعلاً بیا...:

زمینو آب پاشی بُکن

نذار که خاکش بمونه

بذار عمو نوروز ما

دوباره کبکش بخونه

زمینو آب پاشی بُکن

نذار دلم گرفته شه

بذار که دیوِ تو دلا

شبیه یه فرشته شه

زمینو آب پاشی بُکن

کاری به من نداشته باش

درسته! "آدم" نمیشم!

"حوا"ی ما رو!!... داشته باش!!!

زمینو آب پاشی بُکن

رو غصه ها اسید بپاش

... بذار تا شادی ببینه

"که افتادیم به دست و پاش"

زمینو آب پاشی بُکن

خونه رو هی تکون بده

به جای "آ" تو "آشغالا"

"آ" مثل "آسمون" بده

زمینو آب پاشی بُکن

دلا رو اندازه بگیر

سایزای "اسمال"... باخدا!

"لارجُ" ازون خوبا بگیر...!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 11:41  توسط مسعود عطائی  |